۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه

یک چیز دیگر بخوانید

لنونارد کوهن در سال هزار و سیصد و اندی متولد شدند. ایشان شعر هاله لویا را چندی پیش نوشتند که باعث دردسر خیلی ها شد. ایشان چندی بعد آلبومی ارائه دادند به نام ایده های قدیمی. در این آلبوم آهنگهایی بودند از جمله رفتن به خانه، دوطرف متفاوت خط، تاریکی، باید دیوانه میشدم تا عاشق تو شوم! و اینها را منتشر کرده اند...

ایشان لباسهای کت و شلوار میپوشند. چند سالی را در مکتب چین مطالعه کرده اند. صبح ها از خواب زود بیدار شده اند و خیلی سختی را با آرامش تحمل کرده اند. ایشان آدم خفنی هستند. لئونارد کوهن در ابتدا آنطور که ما از دوستان شنیده ایم گیتار زدن هم بلد نبودند. ایشان گیتار را از زمین های خاکی شروع کردند. شعری دیگر بخوانید ای پسران و چه کسی در کنار آتش؟ و اینها را سروده اند. لئونارد کوهن در آهنگی که درباره برج آهنگ صحبت میکرد، درباره طبقاتی صحبت میکنند که هرچه بالاتر میروند، بالاتر میروند! ایشان آدم متواضعی هستند. لئونارد کوهن کتاب شعری را هم منتشر کرده اند. لئونارد کوهن در شعری که در کنسرتی که در شهری برگزار شد، تمامی حضار را سر کار گذاشتند. این تنها در کنسرت ایشان در شهر ونکوور بود که ما مشاهده کردیم دختران گروه کر ملق بزنند. این صحنه ملق به خیلی چیزهای دیگر غیر از نورهای سبز کنسرت میوز در ونکور و ژانگولر بازی های آیرون میدن در کنسرت کلگری و که زدن آن آقای عزیز که از دست من شاکی بودند که چرا کله نمیزد و صدای زیبای لورینا مککنت و رقص فلامینگوی آقای ببر در آن کنسرت می ارزید. کنسرت دیگری نیز در شهر کلگری برگزار شد که در آن شب روی صفحه نمایش قبل از کنسرت کسی سیگار خود را نیمه روشن رها میکرد و بعد ویسکی میخورد.

ایشان در کنسرت ونکور خود گفتند ما امشب اینقدر برای شما میخوانیم که هرچی داریم به شما بدهیم. من فیلمی را هم از کنسرت ایشان تهیه کرده ام. لئونارد کوهن از کلاه شاپو استفاده میکنند. ایشان پنجاه سال پیش در چنین روزی از زندگی ناراضی بودند. ایشان اکنون از زندگی خود راضی به نظر میرسند. یا لااقل بنده از رفتار ایشان در کنسرت چنین برداشتی کردم. البته ایشان در آن کنسرت دیگر که همه حضار را سر کار گذاشتند هم راضی به نظر میرسیدند. بنده غیر مطلعم که آیا آن رضایت قبل از آن بود که ایشان به رضایت برسند یا بعد از آن بود. ایشان به هر صورت اکنون راضی به نظر میرسند. بنده کاملا از سندرم ایشان مطلعم چرا که خود نیز از بیماری نارضایتی رضایت رنج میبرم.

لئونارد کوهن در شعر ترانه دیگری بخوانید ای پسران به پسران توصیه میکنند ترانه دیگری بخوانند! این ترانه کلی لالالالالا دارد. بنده عاشق لالالالالا ی آخر این ترانه هستم و اکنون میروم به این لالالالالا گوش کنم! 

۱۳۹۱ اردیبهشت ۹, شنبه

۱۳۹۱ اردیبهشت ۸, جمعه

شاید در جستجوی سوپروایزر جدید به انتهای ابدیت بپیوندم و ایمیلی به آقای کیل بزنم! آقای کیل هرچه که باشد به نظر کاردان می آیند. ایشان توانایی جفنگیاتی را که بنده سرهم میکنم خواهند داشت (احتمالا). علاوه بر آن وصف کرامات ایشان را چند باری از دوستان شنیده ایم. ایشان به علاوه از انسانهای چر و چت مثل بنده به نظر بدشان نمی آید. به لئونارد کوهن هم گویا علاقه دارند در حدی که شعرش را برای بقیه توضیح هم میدهند. ایشان میگویند شعر هاله لویا یکجورهایی آفنسیو میاید. چه شما مذهبی باشید و چه نباشید. ما هم علاقه مندیم منظور ایشان را در باب این یک جمله بدانیم! تنها نگرانی من آن است که پس از اتمام پروژه من را به عنوان بخشی از پروژه دارما به جزیره بفرستند!
برای فلانی تنبور میزنی وقت شام جیم میشوی، دوماه بعد میگوید فلانی فقط برای شام خانه ما آمده بود! فلانی چشمت را باز کن!



۱۳۹۱ اردیبهشت ۷, پنجشنبه

۱۳۹۱ اردیبهشت ۵, سه‌شنبه

۱۳۹۱ اردیبهشت ۴, دوشنبه


ترسم همه از آن است که نکند شما میخواهید بگذارید درم!
ترسم همه از آن است که هروقت به شما اعتماد کردم گذاشتید درم!
ترسم از آن است که میدانم من آن چیزی که شما میخواهید نیستم!
ترسم از آن است که میدانم وانمود میکنید مرا دوست دارید یا شاید حتی دوست دارید که مرا دوست داشته باشید اما احساسم به من میگوید در انتهای قلبتان از من متنفرید!
چرا که من شبیه آنها که شما دوست دارید نشدم، و آنها که شما دوست دارید هم شبیه من نشدند!

۱۳۹۱ اردیبهشت ۳, یکشنبه

Some peoples' brain works this way, other peoples' brain works that way!
Some people are made for this, some people are made for that!
Some people learn this easily, some people learn that easily!
It is always better to understand our weaknesses and our strengths,
and avoid making those mistakes that we have made in the past!

۱۳۹۱ فروردین ۲۹, سه‌شنبه

۱۳۹۱ فروردین ۲۶, شنبه

ته زمین

توپ اسکواش را اگر رها کنی
به آخر زمین میرسد
به نقطه کوری کنج دیوار
اصل حالش به آن است
که توپ را از نقطه کور برگردانی
البته خیلی وقتها هم
راکتت به در و دیوار میخورد!