۱۳۹۱ مرداد ۲۵, چهارشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۲۴, سهشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۲۳, دوشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۲۰, جمعه
۱۳۹۱ مرداد ۱۹, پنجشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۱۶, دوشنبه
Another ranking provided by the Facebook page of Adel Ferdowsipour has another opinion. Find the Orange seller!
Turns out the result of Naft Abadan - Naft Tehran is entered wrong on "iransports.net". Anyways, Perspolis is either 13th or 12th although I believe there are many teams that are better than them in terms of players and management. Most of the teams that beat Perspoulis have smaller budgets. They need to pay attention how they are spending people's money so they don't blame others for their losses such as anyone in Iran that has money other than them!
۱۳۹۱ مرداد ۱۲, پنجشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۹, دوشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۸, یکشنبه
P.S.1 I believe in the part of Islam that came before alcohol was banned. I never pray when I am drunk. I totally respect that.
P.S.2 One simple solution to resolve this problem is allowing people to share their ideas with others and letting the society decide which idea wins. It is not a good idea to discuss religious issues with other people.
۱۳۹۱ مرداد ۶, جمعه
۱۳۹۱ مرداد ۵, پنجشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۴, چهارشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۳, سهشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۲, دوشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۱, یکشنبه
۱۳۹۱ تیر ۳۱, شنبه
P.S. It doesn't happen like that. It needs a serious farmers' cow, like those ones that carry stuff and help the agriculture! And a serious man! Fucking is not a variable in this equation.
۱۳۹۱ تیر ۲۸, چهارشنبه
۱۳۹۱ تیر ۲۵, یکشنبه
That's a big loss
Because you get soaked
I feel like
I've lost a highway!
But there is a street,
I will never forget.
Somewhere in my past life
Somewhere in my genes
Somewhere in every expression
That's a big loss!
That's the meaning
Of a big loss and death!
Rest in peace,
My lonely street.
I've missed you a lot
I've seen you,
In my dreams.
Night after night
I got lost in your windows
There was no room to move
There was no energy to climb
There was no voice to yell
Everything was
Such a big loss!
۱۳۹۱ تیر ۱۷, شنبه
۱۳۹۱ تیر ۱۵, پنجشنبه
Moments
There is sky
There is passion
There is trust
There are people
There is a voice
This is awesome
There are amazing moments
He wasn't Shozandepowwouwww
۱۳۹۱ تیر ۱۲, دوشنبه
Paint of the City
Things have changed
۱۳۹۱ تیر ۱۱, یکشنبه
Another Day
With the same things as usual
No need to not do anything
No need to not blieve in anything
Just Imagine, and be crazy
As much as you can!
Us or them?
Someone wins the fight
We are all stuck here forever!
Do something today,
Tomorrow is late!
Tomorrows are always late!s
Today is the day
To take the eternity
The good good eternity
We thought today is soon
We thought tomorrow is late
How much did we drag our legs?
From nights to mornings?
I am in a place
Where
Nights become Mornings
Here, Everything Smells Better!
روزی دیگر!
۱۳۹۱ تیر ۸, پنجشنبه
۱۳۹۱ تیر ۷, چهارشنبه
This man is a mixed martial artist, holding a professional record of 3 wins and 1 losses. Fighting out of Mardid, Spain. Fightiiiing out of the blue corner, Christiano Chriiiissssssss Ronaldo!
P.S. Zidane holds the title and since he is not playing for France anymore, Ronaldo holds the interim champion title!
۱۳۹۱ تیر ۶, سهشنبه
که چی؟
About me!
۱۳۹۱ تیر ۴, یکشنبه
۱۳۹۱ تیر ۲, جمعه
دشمن؟
۱۳۹۱ تیر ۱, پنجشنبه
دکتر
۱۳۹۱ خرداد ۲۹, دوشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۲۸, یکشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۲۷, شنبه
۱۳۹۱ خرداد ۲۵, پنجشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۲۴, چهارشنبه
دوشواری؟
پی نوشت: ناگفته نماند که مطالعه تئوری روشهای محاسباتی دیگر بر مبنای سخت افزار موجود میتواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد. چیزی شبیه متا کامپیوتر.
۱۳۹۱ خرداد ۲۳, سهشنبه
تیم ملی
۱۳۹۱ خرداد ۲۲, دوشنبه
ته چاه بخندی، رو آب بخندی
۱۳۹۱ خرداد ۲۱, یکشنبه
اضافه شود به دفتر پرسشهای بی جواب
۱۳۹۱ خرداد ۲۰, شنبه
۱۳۹۱ خرداد ۱۸, پنجشنبه
سرمقاله از ما، گلایه از شما!
۱۳۹۱ خرداد ۱۵, دوشنبه
P.S. What I write may sound strange at times. I am writing this weblog and I sometimes see people liking my posts. I am happy to see people are reading my blog. I never make an attempt to make connections with other weblogs. It's such a hard thing to do. I always wait for other people to accidentally see its link on Facebook. Well, if there are any people who follow the link without me knowing or there are people who follow and let me know, or there are even people who talk to me about it, I am really thankful to them. They make me happy. The fact that someone reads what I am writing gives me the best feeling.
۱۳۹۱ خرداد ۱۴, یکشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۱۳, شنبه
۱۳۹۱ خرداد ۱۱, پنجشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۱۰, چهارشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۹, سهشنبه
Computer Science
۱۳۹۱ خرداد ۷, یکشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۵, جمعه
۱۳۹۱ خرداد ۳, چهارشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۱, دوشنبه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۳۰, شنبه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۸, پنجشنبه
پی نوشت: با این فرض اولیه که امام نقی آدم خوبی (مهمی؟) بوده که ما اطلاعات کافی برای اثبات یا ردش رو در دست نداریم. فقط میتونیم از حدس و گمان و مفروضات استفاده کنیم.
۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۶, سهشنبه
مارادونا و دفاع یارکوب
۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۴, یکشنبه
راهنمای گره ها
۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۳, شنبه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۱, پنجشنبه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه
یک چیز دیگر بخوانید
ایشان در کنسرت ونکور خود گفتند ما امشب اینقدر برای شما میخوانیم که هرچی داریم به شما بدهیم. من فیلمی را هم از کنسرت ایشان تهیه کرده ام. لئونارد کوهن از کلاه شاپو استفاده میکنند. ایشان پنجاه سال پیش در چنین روزی از زندگی ناراضی بودند. ایشان اکنون از زندگی خود راضی به نظر میرسند. یا لااقل بنده از رفتار ایشان در کنسرت چنین برداشتی کردم. البته ایشان در آن کنسرت دیگر که همه حضار را سر کار گذاشتند هم راضی به نظر میرسیدند. بنده غیر مطلعم که آیا آن رضایت قبل از آن بود که ایشان به رضایت برسند یا بعد از آن بود. ایشان به هر صورت اکنون راضی به نظر میرسند. بنده کاملا از سندرم ایشان مطلعم چرا که خود نیز از بیماری نارضایتی رضایت رنج میبرم.
لئونارد کوهن در شعر ترانه دیگری بخوانید ای پسران به پسران توصیه میکنند ترانه دیگری بخوانند! این ترانه کلی لالالالالا دارد. بنده عاشق لالالالالا ی آخر این ترانه هستم و اکنون میروم به این لالالالالا گوش کنم!
۱۳۹۱ اردیبهشت ۸, جمعه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۷, پنجشنبه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۵, سهشنبه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۴, دوشنبه
ترسم همه از آن است که نکند شما میخواهید بگذارید درم!
ترسم همه از آن است که هروقت به شما اعتماد کردم گذاشتید درم!
ترسم از آن است که میدانم من آن چیزی که شما میخواهید نیستم!
ترسم از آن است که میدانم وانمود میکنید مرا دوست دارید یا شاید حتی دوست دارید که مرا دوست داشته باشید اما احساسم به من میگوید در انتهای قلبتان از من متنفرید!
چرا که من شبیه آنها که شما دوست دارید نشدم، و آنها که شما دوست دارید هم شبیه من نشدند!
۱۳۹۱ اردیبهشت ۳, یکشنبه
Some people are made for this, some people are made for that!
Some people learn this easily, some people learn that easily!
It is always better to understand our weaknesses and our strengths,
and avoid making those mistakes that we have made in the past!
۱۳۹۱ فروردین ۲۶, شنبه
ته زمین
۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه
۱۳۹۰ اسفند ۶, شنبه
جامعه کاری
۱۳۹۰ بهمن ۳۰, یکشنبه
شیخ و آبغوره
کمی قاه قاه به قیافه خودش از فرط خنده قش رفت.
رو به عقب، عقب عقب قدم برداشت.
و غش کرد ناغافل!
شیخ ما آب غوره زیادی خورده بود!
۱۳۹۰ بهمن ۲۷, پنجشنبه
مورخ مریخ
بسمه تعالی. اینجانب مورخ دوپی ضربدر شعاع مریخ تقسیم بر دوپی ضربدر شعاع کره زمین، دوپی با دوپی از صورت و مخرج میزنی، شعاع کره مریخ تقسیم بر شعاع کره زمین ضربدر هشت که تعداد روزهایی است که در مریخ شب کرده ام به علاوه هشتم رجب ربیع الاول که روزی است که زمین را به قصد مریخ ترک کرده ام به علاوه بیست و سه روز که طول تخمین زده شده سفر است، اینجانب مورخ چنین روزی به تاریخ زمین این نامه را برای شما مینویسم. اینجانب هنگام ترک کره زمین به مقصد مریخ ساعت خود را جا گذاشته ام. به همین علت تاریخ فعلی زمین را فقط میتوانم تخمین بزنم. اینجانب در این هشت روز مریخی که طی کرده ام از هرگونه آب و غذای مناسب محروم بودم. تنها محل خواب مناسبی که در اختیار داشتم یعنی همان سفینه ام که سوختش تمام شده است توسط آدم فضایی ها مصادره شده است. علاوه بر سفینه من ربات اکتشافی ناسا را دیدم که مصادره کرده اند. آدم فضایی ها از دوربین ربات عکس گل و بلبل به زمین مخابره میکنند که گروه اکتشافی ناسا را سر کار بگذارند.
اینجانب در این هشت روز شانزده بار به طور فجیع مورد تجاوز جنسی توسط آدم فضایی ها قرار گرفته ام. اینجانب از کلیه حقوق انسانی محروم گشته ام. اینجانب در تاریخ قطر مریخ تقسیم بر قطر زمین ضربدر دو روز قبل از تاریخی که در ابتدای نامه محاسبه کردیم نامه دیگری را با شرح همین مسائل به کره زمین مخابره کردم اما پاسخی دریافت نکردم. اینجانب به علت شرایط دشوار زندگی در مریخ از مسوولین امر خواهشمندم هرچه سریعتر ترتیبات حضور گسترده گروه کمک رسانی را از طریق ارسال سفینه ای به کره مریخ فراهم دارند. در صورت عدم امکان این مطلب خواهشمندم حتما قرص های بنده را به همراه ساعت و یک تقویم کره زمین برایم با ربات بعدی اکتشافی ناسا ارسال دارند تا در مکاتبات بعدی نیاز به تخمین تاریخ کره زمین نباشد.
۱۳۹۰ بهمن ۲۵, سهشنبه
۱۳۹۰ بهمن ۱۹, چهارشنبه
خطخطی
هیاهوی این نقطه های بی صداست
که میخواهند بر خطی متصل بمانند
هر از چند گاه خطی عبور میکند
اما خط و نقطه هیچکدام
پهنایی ندارند
خطی از نقطه ای عبور نمیکند
شبها صفحه تاریک میشود
نقطه ها بی رنگ میشوند
سفید میشوند در سیاهی صفحه
مثل ستاره ها میدرخشند
تا شاید
خطی روشن و برق آسا
آسمان شب را به سهم خود
به دو نیم تقسیم کند
خطها زیاد میشوند
عبور میکنند
آسمان شب خطخطی میشود
نقطه ها از میان خطخطی ها
میدرخشند
نقطه ای اما از خطی عبور نمیکند
خطی از نقطه ای عبور نمیکند
نقطه ها این را نمیدانند
فکر میکنند آسمان شب را
به دو نیم تقسیم کرده اند
۱۳۹۰ بهمن ۱۳, پنجشنبه
چنگیز
عاقبت یک روز به سرکردگی چنگیز خان مغول به قسطنطنیه حمله میکنم. همه شیشه ها را میشکنم. چنگیز خان را میفرستم شلوار هلاکو خان را روی سرش بکشد. به تمام قان قان های مغول یکی یکی ماموریت میدهم سر همه چهار راهها هر کس لباسش نشان اسقف اعظم نداشته باشد با سر توی تنور بیندازند. به چنگیزخان میگویم به همه ماتادورها دستور بدهد اسبهای لگد بزنشان را از آخور در بیاورند. هر کس توی خیابان راه رفتنش مثل فتحعلی خان نبود لگد بزنند. نامه میفرستم برای شازده مورچک خان که قد قد اضافی نکند. از همه شوالیه ها میخواهم به حالت آماده باش کامل در بیاورند. همه سامورایی های قسم خورده را با شمشیر تیز کرده به اردوی آمادگی تیم ملی دعوت میکنم. پارتیزان بلگراد یوگوسلاوی را به طور کامل منحل میکنم. از تمامی مردم بابل درخواست میکنم هرچه سریعتر آنجا را ترک کنند. سه شنبه ها همه مدرسه ها را تعطیل اعلام میکنم. تعطیلات آخر هفته را یک روز زیاد میکنم تا جمعه-شنبه-یکشنبه پشت سرهم باشد. برای مدارس دوشنبه ها را هم چون بین التعطیلین است تعطیل اعلام میکنم. از کودکانی که در هنگام خرید دست مادرشان را رها میکنند سپاس به عمل میاورم. به همه اعلام میکنم حساب کار خودشان را بکنند. همه دنیا را تسخیر میکنم. هر کاری دلم خواست میکنم.
۱۳۹۰ بهمن ۶, پنجشنبه
کشتی نوح
۱۳۹۰ بهمن ۴, سهشنبه
پله ها
پشت سر یکی یکی
رد میکنم
ترس افتادن و
ترس ارتفاع
تا ته نردبون میرم
ته نردبون ولی آخرمه
آخر رفتنمه
دستامو باز میکنم تو اون هوا
رو میکنم به آسمون
طعم لطیف اون هوا
نفس آخرمه!
آخر بودنمه
بی هوا سرخوردن
چاره موندنمه
سر میخورم
سر میخورم
سرسره نامرئی
سر میخورم سمت زمین
رو سر الاکلنگ فرود میام
بازی همیشگی
دوباره بلند میشم
رو میکنم به آسمون
بی هوا پامیذارم رو پله ها
تا ته نردبون میرم
۱۳۹۰ بهمن ۳, دوشنبه
روز دیگری
وقتی با چشم گشودنت
روز دیگری داری
قلم دنیای دیگری دارد
وقتی با دستت
حرف دیگری داری
دنیا حال دیگری دارد
وقتی با حرفت
حال دیگری داری
حرف دیگری داری
سایه رنگ دیگری دارد
وقتی با قدمت
شکل دیگری داری
خورشید رنگ دیگری دارد
وقتی با نورت
طلوع دیگری داری
سبز رنگ دیگری دارد
وقتی با رویشت
حضور دیگری داری
۱۳۹۰ دی ۳۰, جمعه
شعر
کلی شعر دارم
عرض کنم خدمتتان
یک به یک
شعر اول آنکه
باران میبارد
ایستگاه اتوبوس
سرد است!
آدمها خسته اند
شعر دوم آنکه
کسی چند قدم آنطرف تر
گیتار میزند
از دیوانگی آدمها
بیچاره آزرده است
خودش یک پارچه
دیوانه است!
اتوبوسش نیامده است
شعر سوم را
با احساس میخواند
من چیزی جز
احساس بلندش
از دور
نمیشنوم
شعر چهارم آنکه
دویدم و دویدم
سر کوهی رسیدم
سه تا چوپون و دیدم
یکیش بهم بز داد
یکیش بهم گاو داد
یکیش بهم گوسفند داد
شعر پنجم آنکه
جوانه سبز زیر خاک
به فکر جوانه زدن است
چیزی جز این در سرش
نمیگنجد!
لطفا روی چمن ها
پا نگذارید
شعر ششم آنکه
کوه
به هنگام شب
مثل همه
دوست دارد
سرش را
زمین بگذارد
غرورش
اجازه نمیدهد!
شعر هفتم را
منتظر ایستاده ام
منتظر ایستاده است
منتظر ایستاده اند
منتظر ایستاده اید
منتظر ایستاده ای
شما بخوانید
هر کجا هستید
هر کجا ایستاده اید!
۱۳۹۰ دی ۲۴, شنبه
هاگ زنبور عسل
هاگ زنبور عسل با مادرش از در وارد شدند. گفتم هاگ زنبور عسل، بالاخره مادرت را پیدا کردی؟
گفت نه اون هاچچچچچچچچچچ زنبور عسل بود. من هاگگگگگگگ زنبور عسلم!
مادرش گفت من مادر هاگ زنبور عسلم، نه مادر هاچ زنبور عسل!
و بعد مادرش کلی درباره اینکه خیلی مراقب هاگ زنبور عسل است و هیچوقت نمی گذارد بچه اش مثل هاچ زنبور عسل گم بشود و اینکه مادر هاچ زنبور عسل خیلی کار بدی کرده بود و این که چقدر خودش کار خوبی میکند برای من صحبت کرد. من هم به نشانه موافقت با مادر هاگ زنبور عسل سرم را تکان دادم اما پیش خودم فکرکردم شاید مادر هاگ زنبور عسل از اینکه به جای کارتون بچه اش کارتون هاچ زنبور عسل را ساخته اند ناراحت است. خب البته مسلما کارتون همه زنبورهای عسل را که نمیتوانند بسازند. آنوقت حیوانهای دیگر مثل پدر پسر شجاع شاکی میشوند. و خلاصه خیلی ماجراهای دیگر. شاید بهتر بود میگذاشتند هاگ زنبور عسل در یکی از قسمتهای هاچ زنبور عسل بازی کند! به هر حال این مسئله به من اصلا مربوط نمیشود...
۱۳۹۰ دی ۲۲, پنجشنبه
دگا
حاگت به دیگاه خگاوند بگرگ میبگیم
خگایا تگامی گیاهان ما گا ببخگ
وگتی گگاه میکگیم تو گا فگاموش می گگیم
خگایا تو بگرگ تگین خگای آسگانها و زگین گستی
بگا صبگ گطا گن
خگایا این بود دگای امشگ ما!
۱۳۹۰ دی ۲۰, سهشنبه
قابلیت تقلید!
اه
قدیر غغغغغ اییییییررر
اه
تخخخ ققق لییی رررر
اه
قابلیت، قبلیت
تققییی ددددد
اه!
قابلیت
تخخخخگگگییییرر
نه بابا نه! این که اصلا نیست
قابلیت تششسسسسصص
اه اه به صاد و اینا رسید
قابلیت تششصصییییی
اه اصلا یادم رفت!










