۱۳۹۲ آبان ۳۰, پنجشنبه
۱۳۹۲ مهر ۲۳, سهشنبه
سیاست داخلی، سیاست خارجی
سیاست داخلی، واقعا در زمینه کشوری مثل ایران با همسایه های متنوع، اونقدر با سیاست خارجی سنخیتی نداره. مثلا واحد پول ما تومن هست، که رابطه مستقیم خاصی با دلار نداره. یعنی نرخ تورم لزوما با قیمت دلار بالا و پایین نمیره. به همین علت ملت خیلی چیز نکنن بهتره. چون وضعیت اداره مملکت ایران ببخشید واقعا گهیه!
۱۳۹۲ مهر ۲۲, دوشنبه
خداحافظ نگو وقتی نمیشه دیگه باور کرد
خدااااااااااااااااااااافظظظظ، خدااااااففففففففففظ، خخخخخخخخخخدافظ!
آدم خوب، آدم بد
امام حسین هم کشتن، امام حسن هم کشتن، امام باقرم کشتن، امام بیقرم کشتن، امام تقی هم کشتن، امام نقی هم کشتن، منم هیچ پخی نیستن منم میتونن بکشن.
باخت
فردی مرکوری هم باخت، پینک فلوید هم باخت، راجر واترز هم باخت، بابای تو هم هیچ پخی نبود باخت، اگه اینا نمیباختن که دیگه ملکه ملکه نبود!
آب گل آلود
اولی: اگه آب گل آلود نباشه باس چکار کرد؟
دومی: باس بزنی تو آب گل آلود شه بعد سوء استفاده کنی احمق!
کله به دیوار
اولی: با کله بزنی به دیوار بعدش باید چکار کنی؟
دومی: باس بری به خار و مادر هر بنایی دیوارو ساخته تجاوز کنی.
منبر
قطعا مجید توکلی اگر عقلش میرسید نمیرفت بالای منبر واسه ملت. میرفت یه گوشه هوا میخورد واسه خودش. قطعا مجید توکلی اگر عقلش میرسید دستمایه یک سری آدم دیگه نمیشد که زندگی خودشو خراب کنه. قطعا مجید توکلی اگر عقلش میرسید و حرف محکمی برای گفتن داشت یه کتاب درست و حسابی میداد دست ملت بخونن. حرف حساب اگر قرار بود توی کله مردم بره به اون وضعیت، خیلی وقت پیش ترش که مصدق توی مجلس صحبت کرده بود. با شعبان بی مخ ها چه میکنید؟
۱۳۹۲ مهر ۲۱, یکشنبه
۱۳۹۲ مهر ۱۹, جمعه
کسشر
فلانی اینجا فلسطینیه، بهش پول میدن، میفرسته برای خا نواده اش، چرا؟ چون حقوق باباشو اسراییل قطع کرده! من یه سوالی دارم. طرفی که میتونه از کانادا پول بفرسته فلسطین واسه باباش، چطوریه که حقوق باباشو اسراییل قطع کرده؟ یا فلسطین با اسراییل واقعا مشکل نداره، یا کانادا با اسراییل واقعا خوب نیست، یا باباش واقعا حقوق نمیگیره، که در این حال منظورش این بوده که اسراییل باید به باباش پول مفت میداده که نمیداده. خلاصه یکی از این حالات هست. تا اونجایی که من مطلعم، با مقاله من رفته اسکالرشیپ نوشته. مقاله ای که من ماهها در سرمای منفی پانزده درجه نصفه شب پیاده تا خانه رفته بودم تا نوشته بودم. ای تو روح هرچی آدم بی پدر و مادر کاناداییه!
مبحث سیاست خارجه
به نظر من در مبحث سیاست خارجه - ظریف - آمریکا، باید اطمینان حاصل کرد که ظریف هم نرفته باشه شورشو در آورده باشه.
۱۳۹۲ مهر ۱۱, پنجشنبه
روابط ایران و آمریکا
روابط ایران و آمریکا هم مثل روابط هر دو کشور دیگری لازمه های خاص خودش رو داره. به نظرم در درجه اول هر دو حکومت باید شناخت درستی از هم داشته باشند. مثلا ایران استانهای مختلف داره و شمال و جنوب و شرق و غرب داره. از شمال با کشورهای دیگری همسایه هست. شرق و غرب و جنوب هم همینطور. این خودش به تنهایی بازگو کننده پیچیدگی ایران هست. مثلا شمال روسیه. شرق، افغانستان و پاکستان. غرب عراق و ترکیه و جنوب مرز آبی با اعراب هست. این خودش به خودی خود سخت هست. آمریکا هم پنجاه تا ایالت داره. مثلا کالیفرنیا و لوس آنجلس با مینوسوتا خیلی فرق میکنه. اونا همش تو آمریکا هست. میتونید از توزیع جمعیت ایرانی ها در آمریکا استفاده کنید. یا میزان استخدام ایرانی ها و موقعیت های شغلیشون در جاهای مختلف آمریکا. مسلما آمریکا ایرانی رو که سالیان سال در آمریکا زندگی کرده رو ترجیح میدن به کسان دیگری که از قدیم حضور نداشتن. چون اونها هم برای فرهنگ و کشور خودشون اهمیت قائلند.
۱۳۹۲ مهر ۷, یکشنبه
خارجی
این ایرانیایی که توقع دارن کل دنیا با ایرانیا خیلی مهربون باشه، آخه باباجون، این خارجی ها خودشون هم همه با هم خوب نیستن. خیلیاشون با هم بدن، بدیشون هم ریشه تاریخی داره. چطوری ممکنه همشون بتونن با ایران خوب باشن با این وجود که ما میدونیم رابطه دوست داشتن باید تا حد خیلی خوبی خاصیت تراگذری داشته باشه؟
کل
من اصلا کلا با کل کل اونقدر حال نمیکنم. شد کلو بدیم دست پرسپولیس دادیم دست پرسپولیس. پرسپولیس هم باید کل درست و حسابی بذاره نه اینکه مثل همیشه بیفته دنبال اذیت و آزار من و باز بی نتیجه بمونه و باز همه چیزو بندازه گردن من. برو کل درست و حسابی بذار با استقلال، سپاهان، فولاد. برو مثل آدم زندگی کن. برو مثل آدم به روح زندگی و روح فوتبال ایمان داشته باش.
۱۳۹۲ مهر ۶, شنبه
حسن روحانی
حسن روحانی چه آدم خوبی باشه چه آدم بدی باشه به هر حال اولین رییس جمهور بوده که در این بازه تاریخی تونسته کمی نظر غرب رو به خودش جلب کنه. به نظرم باید اجازه داد برای خودش به جمع بندی مناسبی برسه به جای اینکه حالا همه از دم بخوان از صحبت سرپایی روحانی با اوباما سوء استفاده کنن، بهتره سر عقل بیان که هر گونه سوء استفاده از این به ضرر ایران و نهایتا به ضرر خودشون خواهد بود. چرا که ما خودمون هنوز نه شناخت درستی از دولت روحانی داریم و نه شناخت درستی از نتیجه مذاکرات.
۱۳۹۲ مهر ۵, جمعه
آنچه من نیستم
نیست دیگه آقا نیست. من همیشه عمرم همه این چیزایی بودم که هیچوقت نیست. همه عمرم این چیزهایی بوده ام که بد هم نیستنا، اما واقعا نیستن، فقط واسه دکور نگه داشتن. اینقدر ترسناکه این قضیه دکوری بودن، اینقدر ترسناکه!
استقلال
الان برای استقلال دو حالت وجود داره. یا کرو ره توی تهران میبره و میره فینال آسیا که خیلی کار دشواری هست. یا میبازه و برمیگرده توی لیگ و در بازی های عقب مانده لیگ از پرسپولیس توی جدول میاد بالاتر. در غیر اینصورت میشه گفت این استقلال هست که این فصل رو خیلی خسته شروع کرده و این پرسپولیس هست که تونسته مشکلات عدیده فصل پیش خودش رو پشت سر بگذاره.
۱۳۹۲ شهریور ۲۳, شنبه
۱۳۹۲ شهریور ۲۱, پنجشنبه
بریتنی
خب این خانومه الان به این درجه ای رسیده از نظر روحی که میتونه خودشو ابراز کنه حتی جلوی دوربین و کارش هم جنبه هنری توش هست.
برنامه ریزی
بچه ها یک برنامه ای ریخته بودن. که اول بگیریم دهن همه رو سرویس کنیم. بعدش هم بگیریم همه رو بکنیم. من نسبت به این ماجرا چندان دلم روشن نبود. این شد که از باب اعتراض در آمدم.
شکست
من از خانواده ای که از آن فراری ام و از بدو تولد شکست خورده است. پدرم آدم معقول اما کاملا عصبی. کنترل خاصی روی اعصاب خودش ندارد در مواقع خاص. مادرم مهربانتر، اما از بچگی همیشه میدانستم آدم بی شعوری است. خواهرم هم با مشکلات شدید عصبی. چاره ای هم جز فرار هرگز نداشته ام.
۱۳۹۲ شهریور ۱۹, سهشنبه
اتفاق خاص
همیشه وقتی من یکدفعه نیست میشم یک اتفاق خاصی میفته. واسه همین بعضی وقتها که احساس میکنم شاید با بودنم اتفاق خاصی نیفته یکدفعه نیست میشم. این چیزیه که شاید کمتر کسی توی زندگی من باشه که بدونه. و کسایی هم که میدونن شما باور نمیکنید!
اینه که حالا خیلی وارد جزئیات قضیه نشید که حالا دابستو مهمه یا چیز دیگه مهمه. این دابستو نیست که اولویت ها رو در زندگی ما مشخص میکنه. و مسلما اگر همه جامعه اولویت های خودشون رو بجا بشناسن و درست درباره اش تصمیم بگیرن حتما به نتیجه بهتری میرسن. این در مورد خود من هم صادقه. اما حداقل یه کاری که همیشه میکنم اینه که سعی میکنم مسائل متفرقه زندگیم رو متفاوت از اون خط اصلی که باید به نظر خودم طی کنم ببینم. به نظرم نباید بذارم مسائل حاشیه ای خللی توی زندگیم وارد کنه. تغییر کلی در جریان زندگی هم همیشه نیاز به فرصت مناسب داره که آدم از دید خودش حداقل اون وظایفی که در زندگی داره رو به طور حداقلی به سر منزل رسونده باشه.
خواهشا دوستان اگه علاقه ای به فعالیت های دسته جمعی هم دارند دقت کنن که ما به هر حال یه عمر داریم تو این پاسگاه کون میدیم. این پاستگاهی هم که ما هستیم در حال حاضر متشکل از چند پاسگاه هست که احتمال اینکه در آن واحد همشون با هم یکجا راضی باشن تقریبا غیر ممکنه. اگر دقت کنید بذارید من خودم ببینم تو این پاستگاه چه غلطی میشه کرد. به جان شما یک آدمهایی هستن شما اصلا از سن و سال و نحوه رفتارشون خبر ندارید. این اوضاع اصلا طبیعی نیست که من بخوام حال همه آدمهای اطرافمو بگیرم!
۱۳۹۲ شهریور ۱۸, دوشنبه
ول کن
توروخدا هرکی هستی، هرچی هستی، هر عقیده ای داری، سعی کن فقط درباره چیزایی که خودت میدونی تصمیم گیری کنی و نظر بدی. باور کن که شاید خیلی چیزها توی زندگی وجود داشته باشن که تو ازشون اطلاعی نداری. دنیا شاید بزرگتر از اون با چیزی باشه که تو خیال میکنی مثلا قاره های مختلف. و خیلی آدمها ممکنه به همون کسخلی باشن که تو خیال میکنی. بعضی از اون آدمها بعضی وقتها خودشون به گه خوری میفتن. این چیزایی که بهت میگم فراموش نکن اگه دوست داری به کمال برسی.
فلسطین
حافظ فلسطینی حافظ اسراییلی بوده، دیگه هرکی دوست داشت خودش حساب کنه ببینه سبک سنگین کنه ببینه قضیه رو چطور درک میکنه. آیا دوست داره به حافظ نزدیکتر باشه؟ یا به اون کسانی که حافظ از اونها گله میکنه. مولوی هم همینطوره، بیخود خودتونو گول نزنید. چون مولوی سخته، دلیل نمیشه که شما بتونید ازش سوء استفاده کنید. تقریبا اکثر شعرا و نویسندگان بزرگ طول "تاریخ" همینطورن. حالا اگر کسی تازه پیدا شده میخواد پوز کل طول "تاریخ" رو بزنه به هر حال پیامبر اسلام قبلا خودش ختم نبوت رو اعلام کرده بود!
غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است! ....
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
منت خاک درت بر بصری نیست که نیست
ناظر روی تو صاحب نظرانند آری
سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب
خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست
تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی
سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست
تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند
با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست
من از این طالع شوریده برنجم ور نی
بهره مند از سر کویت دگری نیست که نیست
از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
شیر در بادیه عشق تو روباه شود
آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
آب چشمم که بر او منت خاک در توست
زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست
از وجودم قدری نام و نشان هست که هست
ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست
غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است
در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
پی اس: یادش به خیر یک رفیقی داشتیم به نام علی حمیدی عادت داشت همیشه اینو بخونه :)
پی اس: یادش به خیر یک رفیقی داشتیم به نام علی حمیدی عادت داشت همیشه اینو بخونه :)
۱۳۹۲ شهریور ۱۷, یکشنبه
وجه مشترک من و ریچل پاتینجر
تنها وجه مشترک من و ریچل پاتینجر این بود که هردومون اونطوری بودیم. تا اینکه با بقیه بیشتر آشنا شدم و فهمیدم که همه همونطورین!
اونمچه
اونمچه روزگاری بود برای یک مدت در ونکوور. متافیزیک رو با گوشت و استخونت لمس میکردی وقتی توی کوچه راه میرفتی. بعضی وقتها حتی آدم میتونست به اختیار خودش خونه ها رو خشک شویی کنه وقتی از کنارشون رد میشد. بذار دیگه توضیح ندم. چند ماهی فقط آلیس در سرزمین عجایب بود. بعدش فرار کردم. از کنار دخترا که رد میشدی پری دریایی بود. یه بویی میومد اما فقط یه بار. یه دختره یه بار رد شد یک بوی خفنی ازش اومد، که من راه افتادم تا کوچه بعدی دنبالش هرچی بو کردم دیگه بو نیومد.
اسراییل
من الان یه بار دیگه توضیح بدم که اسراییل چیه که کسی دیگه گیر نده به اسراییل. اسراییل همین سلسله صد و بیست و چهار هزار پیامبر و فرض کنید. اینا همشون نوه و نتیجه دارن. حالا جدای از گرایشات مذهبی فعلی. اینا هنوز هستن. متافیزیک هم هنوز هست. حداقلش اینه که در زمینه متافیزیک ملت کتاب مینویسن میفروشن تو کتاب فروشی. یه عده ای هم میرن میخرن. کسی هم مسخره نمیکنه جز نیما هزار.
آقا
شما واقعا خیال میکنید آقا فلسطینه؟ آقا اومده زرنگ بازی در بیاره، هر سال میگه مرگ بر اسراییل، طرفدار فلسطین هم نیست اونقدر، طرفدار اسراییله. چرا؟ چون اسراییل از نظر مذهبی و فلسفی تا حد خوبی همون مذهب شیعه هست. فلسطین مذهب سنی هست و در پاره ای موارد وهابیت. حالا این حرفها رو ول کن. اون بدبخت بیچاره ای هم که توی فلسطین نشسته یا اون بچه ای که دلش میخواد واقعا توی زندگیش بتونه اما بدلیل محرومیت نمیتونه هم هیچ گناهی نکرده. کنار اومدن با خود فلسطینی ها هم اونقدر فاجعه بزرگی نیست. این دردسر بزرگ همین سنت نکره هجمه درست کردنشونه که حال آدمو بهم میزنه. من نمیدونم چند بار باید توی زندگیم توضیح بدم که هر کس واسه من هجمه درست کنه من میگیرم میگامش تو زندگی؟ تا الان بار بیست و چندمه این اتفاق برای من افتاده. نماینده هجمه و اینا توی ایران کیه؟ انجمن حجتیه. رییسش کیه؟ مصباح یزدی. یا به عبارتی همون تمساح یزدی که کاریکاتورشو کشیده بودن داشت مظلوم نمایی میکرد گردن کج میکرد اشک تمساح میریخت. آره همون.
پروفسور تمام
اینقدر احمق نباشید، پروفسور تمام معمولا حمایت سیاسی پشت سرشه و کسی هم بعیده بتونه پروفسور تمام رو از دانشگاه بندازه بیرون. پس کار را باید کاردان انجام بدهد!
۱۳۹۲ شهریور ۱۵, جمعه
نبرد قدرت
نبرد قدرت دیگه نبرد قدرته. مثل یکجور مبارزه میمونه. بعضی روشهای مبارزه مثلا مبارزه رزمی کنترل شده حالا هر مبارزاتی که قانونمند هست میتونه برای تعریف یک نوع فرهنگ مبارزه برای گروهها یا کشورها موثر باشه اگر از همون قوانین در زندگی عادی هم استفاده بشه. البته کسانی که به اون درجه میرسند که مبارزه به اون صورت رو یاد بگیرند در زندگی واقعی همیشه از اون استفاده میکنند و به این علت که این روشها سابقه تاریخی داره در طول زمان رشد و نمو پیدا کرده و میتونه باعث موفقیت جامعه هم بشه. اما نکته قابل توجه این هست که بعضا خیلی ها کنترل شده عمل نمیکنند. در نبرد قدرت بدون در نظر گرفتن هیچ ملاحظاتی صرفا بدنبال ضربه زدن به حریف هستند که این احتمال شکست خوردن خودشون رو هم در آینده نزدیک افزایش میده. در میانه نبرد قدرت چندین قانون وجود داره، اولا اینکه چاره ای جز مبارزه یا یک شکست سنگین وجود نداره. شکست سنگین هم مسلما سود نداره زیاد داره. مهم هم نیست که برای چه تیمی بازی میکنی. شکست سنگین برای کس یا کسانی که شکست سنگین میخورند همیشه میتونه مرگبار باشه. پس بعضی وقتها چاره ای جز مبارزه وجود نداره. نکته بعدی این هست که همیشه باید دقت کرد که ممکن هست در شرایط خاصی اخلاقیات در مبارزه رعایت نشه. مثلا از کشوری مثل ژاپن که کاراته در اون سابقه تاریخی داره میشه انتظار داشت که کاراته و نحوه مبارزه کنترل شده اون در طول زمان در فرهنگ و اخلاق اون کشور هم تاثیر گذاشته باشه. اما از بعضی کشورها که با چنین سوابق تاریخی آشنایی ندارند نمیشه چنین انتظاری داشت. بعضی کشورها هم اصلا خوره این هستند که ببینن تو دنیا کجا چه چیز جالبی وجود داره که برن همونو بردارن یاد بگیرن بتونن ازش تا جایی که میشه با استعداد خودشون و تمرین استفاده کنن. اون کشورها بدیهتا وقتی به یک روش جدید روی می آوردند در ابتدا همیشه براشون دشوار هست اما بعد از چند مدت تمرین عادت میکنند. هر کسی ممکنه در زندگیش بسته به جبر زمانه اسیر اون شرایط ناشناخته بشه تا جامعه ای که در اون زندگی میکرده چه کوچک و چه بزرگ خودش رو به وضعیت جدید که بعضا ناگزیر انتخاب شده تطبیق پیدا کنه.
۱۳۹۲ شهریور ۱۴, پنجشنبه
یه روز خوب میادچه
یه روز خوب میادچه، خیلی کار زختی نداره یه روز خوب بیاد. فقط کافیه همدیگه رو نکشیم، به هم نگاه بد نکنیم!
بعضی بعد از ظهر ها که تصمیم میگرفتی با کله وسط جمعیت بزنی و گاهی جمعیت شگفت زده میشوند بعد همه چیز عوض میشود از اول تا آخر، چون یک روزی تصمیم گرفتم که از بهترین فرصت زندگی ام برای انجام دادن کاری که تمام عمر آرزویش را داشتم استفاده کنم. و بعدا که آنقدر ناراحت شدم وقتی فهمیدم همه آدمها یکجور دیگر فکر میکنند و همه دلشان میخواهد چیزی به آدم یاد بدهند. بعدتر ها که یاد گرفتم اما فهمیدم باید همه همه حسابهایم را در زندگی با خودم تسویه کنم. همین کارهایی که به هیچ درد هیچ چیز نان و آب دار نمیخوردند. فقط به درد دیوانه بازی میخورند.
یک دقیقه سکوت به احترام همه چک خوردگان این واقعه!
بعضا پیش میاد که مغز آدم در موقع فکر کردن اینقدر سریع کار میکنه که هفت هشت تا عامل مختلف رو کنار هم قرار میده و نهایتا به یک نتیجه گیری سریع منتهی میشه. که اگر تصمیم گیری در اون لحظه اجباری باشه آدم کاری بجز اعتماد به خودش نمیتونه بکنه برای تصمیماتی که میگیره به طور دسته جمعی یا فردی. این خیلی توقع ضایعی هست که از یک نفر توقع داشته باشیم در چنین شرایط سختی یه تصمیمی بگیره که همه راضی باشن!
استاد سابق سابق سابق من
امروز به استاد سابق سابق سابقم اثبات کردم که کسشر میگه! آی حال داد، آی حال داد!
۱۳۹۲ شهریور ۱۳, چهارشنبه
چهههههههه؟
رو بالاترین سوال گذاشته شوهر پنجاه و دوساله پروانه خانم زیاد میشاشد، بخصوص شبها، به پروانه خانم چه توصیه ای میکنید؟ توصیه میکنیم حال نداشت با مرد پنجاه و دو ساله ازدواج نکند! اگر از قبل زوجین بودند چطور قبلا زیاد نمیشاشید؟
چطوریه؟
همونطوریه که بود، خیلی هم عالی بود، شما اومدی ریدی توش، حالا هم داری بهانه میگیری. همونطوریه.
ایران
ایران یعنی نخواستن، ایران یعنی نرسیدن، ایران یعنی ترسیدن، ایران یعنی نشدن، ایران یعنی همان دلخوشی های الکی....
۱۳۹۲ شهریور ۱۱, دوشنبه
متالیکا
من از خنده خودم پاره شدم، که متالیکا، خودش ته بچه سوسولیه، فقط به طور بی نظیری آدم خوبیه! یعنی توصیف متال بازا از متال اینه که متال خیلی خیلی چیز تعالی بخش، متعالی، و خیلی چیز دلپذیریه. و به کمتر از اون هم در زندگی شخصی خودشون راضی نیستن. من خودم اینقدر میخ زدم به پایه تختم به خاطر متالیکا، اینقدر میخ زدم به پایه تختم به خاطر متالیکا!
بچه
به بچه معمولا بازی توی بازی اصلی بازی نمیدن که آسیب نبینه. بچه اگه خواست میشه باهاش بازی بچه ها رو کرد. یا به عنوان نخودی از بچه استفاده کرد که هم بازی رو نگاه کنه یاد بگیره هم یه گل الکی زده باشه دلش خوش باشه.
یک میلیون نفر
درسته یک میلیون نفر خودشونو علاف یک نفری بکنن که تازه مشخص نیست چه گهی داره میخوره؟ نه! بهتره یک میلیون نفر به طور کلی خودشونو علاف هیچکس نکنن.
۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه
خرمن خرمن عقده
یک فشار روحی عظیمی به من وارد شد، یک فشار روحی غلط عظیمی به من وارد شد. انگار همشون عقده داشتن عقده اذیت کردن! همشون محکوم به اخراج از زندگی من هستند.
۱۳۹۲ شهریور ۹, شنبه
اشکی که روان است
ای کاش بگوییم به صد زمزمه امروز
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
---
ای کاش بنالیم به صد حنجره امروز
چیزی که گران است، اگر هست، مال دگران است
---
ای کاش بکاریم به صد معرکه امروز
چیزی که روایتگر اندوه نهان دگران است
---
ای کاش بخوانیم به صد حنجره امروز
هر روز اگر خسته شدی، "درد" تو را "درد" بیان است
---
این کاش بخوانیم به صد مسخره امروز
چیزی که نگفتیم و نگوییم، خطر فن بیان است!
---
ای کاش بگرییم به صد کبکبه امروز!
اشکی که روان است سخن با دگران است!
۱۳۹۲ شهریور ۸, جمعه
فوتبال
الان یه نیم ساعتی رفتم فوتبال بازی کردم، و فوتبالم خیلی حتی بهتر از اون چیزی بود که خودم فکر میکردم.
۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه
عبدالله ابن نبیر ثقفی
عبدالله ابن نبیر ثقفی،بگو جای حسین کجاست
+به خدا سوگند که نمیگویم
-تازیانه اش بزنید ...
-عبدالله ابن نبیر ثقفی،به تو چند کیسه همیان میدهم بگو جای حسین کجاست
+به خدا سوگند اگر خورشید را در دستانم قرار دهید نمیگویم
-بسیار خب،خورشید را بیاورید
+آه نه کس گفتم میگویم میگویم:|
+به خدا سوگند که نمیگویم
-تازیانه اش بزنید ...
-عبدالله ابن نبیر ثقفی،به تو چند کیسه همیان میدهم بگو جای حسین کجاست
+به خدا سوگند اگر خورشید را در دستانم قرار دهید نمیگویم
-بسیار خب،خورشید را بیاورید
+آه نه کس گفتم میگویم میگویم:|
۱۳۹۲ شهریور ۶, چهارشنبه
۱۳۹۲ شهریور ۵, سهشنبه
زیدان داشت وسط زمین از فوتبال بازی کردنش لذت میبرد و کفش آن زمانها از خودش بریده بود، که ماتاراتزی آمد اعتراض کرد به اینکه زیدان اینهمه فوتبال را جدی میگیرد. بعد زیدان در فینال جام جهانی کلی شاکی شد. که اصلا چه معنی میدهد کسی در فینال جام جهانی بد و بیراه بگوید. بعد که دید باب بد و بیراه باز شده است، یک بد و بیراهی گفت که هیچوقت هیچکس فراموش نکند!
۱۳۹۲ شهریور ۴, دوشنبه
۱۳۹۲ شهریور ۳, یکشنبه
احمدی نژاد
بدم میاد از این احمدی نژاد ایراد میگیره اسراییل کاراش بوداره. یکی نیست بگه کسی این حرفو میزنه، که خودش همه کاراش و حرفهاش بودار نباشه. احمدی نژاد که خودش اصلا بوداره، بعد کلا جمهوری اسلامی هم همیشه یه حرفی میزنه یه کاری میکنه، این خودش اصلا از همه چیز بودارتره! الان روحانی داره یه حرکات جدیدی میکنه، مثلا به جای ونزوئلا با نیکاراگوآ و عمان صحبت میکنه. این حداقلش هرچی نباشه، ظن آدم کمتر میشه که اینطوری پیش خودش فکر نمیکنه که من الان رییس جمهور شدم میخوام پیشرفت کنم تو زندگیم!
بچه های مدرسه آلپ!
در کارتون مورد نظر بچه ها گاهی اوقات کارهای شیطنت آمیز میکردند. جامعه باید توان تحمل تغییرات کوچک را دارا باشد. تغییرات بزرگ پیش کش!
موضوع مورد بحث
آدم اگر قبلا در زمینه موضوع مورد بحث در کلاس کسی شرکت کرده باشه و ازش سوال پرسیده باشه و براش ارائه هم کرده باشه. مناسب هست که اگر مقاله ای در زمینه موضوع مورد بحث میفرسته فقط با همون آدم باشه. اینکه یه چیز بدیهیه. حالا اینکه چرا سریع اتفاق افتاده به کسی ربطی نداره. این همیشه آدمها هستند که باید در هر جایگاهی هستند درست فکر کنند.
قیافه
یک سری چیزهایی رو میشه از روی قیافه تصمیم گرفت، یک سری چیزها رو نمیشه از روی قیافه تصمیم گرفت. مثلا سه چهار نفر آدم که قیافه همشون مسلمان مذهبی هست میشه برداشت کرد که هر چند نفرشون کاملا مثل مسلمانهای خیلی مذهبی رفتار میکنند. اگر آدم قبلا مسلمان خیلی مذهبی دیده باشه قاعدتا میدونه چطور رفتار میکنن. اگر آدم قبلا زیاد دوروبر مسلمان خیلی مذهبی نمیپلکیده و فقط دوری و دوستی رو حفظ میکرده خب لزومی هم نداره خیلی بخواد حالا به هر طریقی با مسلمان خیلی مذهبی در ارتباط باشه. البته خب آدم میتونه بالاخره تا حدی هم به تخصص و اخلاق حرفه ای کسانی که بعضا برای آدم بدون اطلاع خودش تصمیم میگرند حساب کنه. اونم توی جایی مثل کانادا. البته خب هیچ آدمی در هیچ جایگاهی مصون از اشتباه نیست بخصوص اگر آدم خودش قبلا با اون آدمها در زمینه های مختلف صحبت کرده باشه و از اعتقاداتشون آگاه باشه.
عدد رنگ پیکسل
آقا من یه سوالی دارم. رنگ پیکسل عددش چرا باید حتما درست باشه؟ یا حالا حتی اگر درست باشه، چه دلیلی داره ما باهاش مثل ایکس و ایگرگ و زد برخورد کنیم؟
۱۳۹۲ شهریور ۲, شنبه
حد و حدود
آدمها اگر همیشه حد و اندازه خودشون رو بشناسند و پارو از گلیمشون درازتر نکنند، حالا مهم نیست کی هستند. هرکی میخوان باشند. هیچوقت به خاطر زیاده روی ذلیل هم نمیشند در آینده.
میگن ببخشید حالا اگه میشه!
بخشیدیم واقعا؟ نه! اگه حالا خیلی دوس داری بیا بخشیدم نصف این خیابون مال شما!
اصلاح طلبی
منظور از اصلاح طلبی این نیست که جامعه طویله باشه هر کسی هر کاری خواست بکنه، هر گندی خواست بزنه، هر فشار روحی خواست به هرکس دیگه وارد کنه بعد بگه من میخواستم اصلاح کنم! اصلاح طلبی هم اگر هنوز وجود داره باید اساسنامه درست و حسابی داشته باشه. معلوم باشه به چه نهاد قدرتی وابسته هست. روشهای عملی و علمی هم برای اصلاح داشته باشه. ضمنا توضیح بده که چه چیزهایی در جامعه به اصلاح نیاز دارند که جامعه هم آگاه باشه. اینکه همه بچه ها از خونه بدشون میومد در میرفتن تا نصفه شب تو خیابون فوتبال بازی میکردن که یک چیز بدیهیه.
برده داری
یک شکست و پیروزی ساده توی زندگی مثلا توی یه بازی کوچک شخصی اینقدر ارزش نداره که ملت بخوان به خاطرش اینهمه خودشونو اذیت کنن. حالا بعضا بعضیا وقتی میبازن بیشتر بهشون خوش میگذره. بعضیا میخوان هم ببرن و هم بهشون خوش بگذره که هر دوش با هم ممکنه یک شب، یک هفته، یک ماه یکی مرام بذاره برای دوستش که حالش بهتر بشه اما ادامه اش در طولانی مدت میشه معادل چیزی به نام قانون برده داری. چنین روشهایی در جوامع پیشرفته دنیا باید تا بحال منسوخ شده باشه.
جام زهر
از نظر بنده به طور قطع به خاطر رفتارهای ضد و نقیض و گفتارهای ضد و نقیض محمد خاتمی رییس جمهور پیشین به جنایت علیه بشریت محکوم است. هر کس نظر متفاوتی داشت لطفا خودش باقی جام زهر را سر بکشد.
۱۳۹۲ شهریور ۱, جمعه
خطرناک
یه دونه از این پیک های متالیکا که باهاش گیتار میزنن تو کنسرتش گرفتم، جاش واقعا خیلی روی میز خطرناکه. هر دفه که میبینم احساس میکنم اگه دستم بخوره بیفته پشت میز چکار کنم؟
چکار؟
نه آخه، گیر میده شما چکار کردید که موفق شدید؟ میگم همین کاری که الان میکنیم. میگه اینکه خیلی ضایس امکان نداره آدم اینطوری موفق بشه؟ میگم شما با خودت مشکل داری خب چه ربطی به من داره؟
۱۳۹۲ مرداد ۳۱, پنجشنبه
دولا راست
نمیای با ما دولا راس شی؟ خیلی نامردی! خیلی... بابا بیا دولا راس شو دیگه اینقد ناز نکن یه جماعتی علافن!
آمرکا!
یک عده آدم هم بودند یا تازه رفته بودند آمرکا، یا از قدیم آمرکا بودند، خیال میکردند همه دنیا آمرکاس! فکر میکردند به هر جا آمرکا نیست باید حمله کنند...
ما نبودیم، نمیریم...
بابا ما نبودیم اونجا، نمیریم اونجا. اگه اونجا به نظرمون خوب بود که میرفتیم اونجا. ما یه جای دیگه بودیم، نرفتیم اونجا! ما نبودیم اونجا، نرفتیم اونجا، نمیریم اونجا، بهمون اونجا حس خیلی بدی دست میده، حتی بدتر از حس قبرستون، بدتر از حس اینکه با چماق زده باشن توی سرت، بدتر از حس اینکه دست و پاهاتو گرفته باشن پرتت کرده باشن توی یه سطل آشغال بزرگ!
اونجاشون
ببخشید، زنها از اینکه اونجاشون درد بگیره میترسن. ما بدبخت شدیم! تازه تلویزیون هم هیچوقت نشون نداده بود!
اذیت
میپرسن چرا فلانی رو اذیت میکنی؟ میگه آخه نمیاد با ما. میپرسن چرا نمیری با اینا؟ میگم آخه اذیت میکنن!
۱۳۹۲ مرداد ۳۰, چهارشنبه
روز بد!
پس بگذارید خیالتان را راحت کنم. من ریچل پاتینجر بودم. آنهم تا قبل آنکه همه چیز اتفاق بیفتد و من هنوز دانشجو بودم و فرانچسکو هنوز نیامده بود و من هنوز قرار نبود که بروم. تا اینکه یک روز همه چیز بهم ریخت. و من قرار شد بروم. و ریچل پاتینجر قات زد. و بقیه بدتر قات زدند. و من بدتر از همه قات زدم. و ناندو وارد ماجرا شد. و چشمتان روز بد نبیند.
۱۳۹۲ مرداد ۲۹, سهشنبه
اصولگرا
مخالف اصلاح طلب هستم. به نظرم اصولگرا اسم بهتری هست. یه طوری هم بهتر هست که مشخصه ریا نیست. حالا ممکنه هنوز مهره هاش بقدری که باید قوی و منسجم نباشند. ولی خب اگر اصول به طرز مناسب رعایت بشه اصلاح هم خودبخود اتفاق میفته.
اینامچه
اگر مشکلتون فقط راه نرفتن ژاک شیراک روی فرش قرمز تا دم در هواپیما بود و خاتمی که منم واگیا بهش همیشه میگم اشه! چرا هنوز احمدی نژادی؟ چون خوب مایه تیله میده؟
۱۳۹۲ مرداد ۲۸, دوشنبه
مکتب ارتدوکس
خب درسته. شما کتاب آشپزی هم پیدا نمیکنی که تناقض توش نباشه. توی همه کتابها. توی همه مکاتب. توی همه مجله ها. مثلا همین مجله نارنجی بگرد توش مسلما تناقض هم پیدا میشه زیاد. اما این توجیهی نمیشه که ما بخواد رفتار روزمره مون از صبح تا شب تناقض آمیز باشه. این یعنی وجود تناقض رو قبول میکنیم و تلاش میکنیم این تناقض رو از مسائل "کلان" که به آرامش و زندگی مردم ارتباط مستقیم داره دور کنیم و به مسائل کم اهمیت تر در زندگی روزمره تقلیل بدیم.
عگل
همینکه ثابت شد عگل هم چیز مهمیه من راضیم. شما خودشو زیاد ناراحت نکن.
پی نوشت: کل ما حکم به العگل حمک به الشرع، و کل ما حکم به الشرع حکم به العگل!
کتک خور
طرف گرفته کتک زده. من به کتک زن اعتراض میکنم. کتک خور میفته به جونم از کتک زن حمایت میکنه. حالا پیدا کنید پرتغال فروش را. بعد من چکار میکنم؟ اصلا به تخمم. هرکی خواست هرکیو کتک بزنه هرکی هم خواست از هرکی کتک بخوره.
چیزی شده چرا ناراحتی؟
+ نه چیزی نشده، چطور مگه؟
+ بعد اصرار اصرار که نه حتما چیزی شده!
+ نه چیزی نشده فقط تو توهم زدی! ببین به نظر من باید یکم فکر کنی و ببینی چرا اینقدر ضایعی و فکر میکنی چیزی شده.
۱۳۹۲ مرداد ۲۷, یکشنبه
دوران بد
یعنی توی دوران بدی زندگی میکنیم. اینطوری دوران بدیه. همه چیز بدتر شده. اینم به خاطر این دورانیه که ما توش زندگی میکنیم. به خاطر این دوران همه چیز بدتر شده. به خاطر اینکه کلی جنگ بوده. اصلا هم عوضش نمیکنن. هرچی هم من میگم بابا اون به بعدا مربوطه نا حالا اصلا گوش نمیکنن. همش همینو میگن که الان توی دوران بدی زندگی میکنیم.
http://www.economist.com/news/middle-east-and-africa/21583717-why-so-many-young-iranians-are-hooked-hard-drugs-other-religion
این مجله اکونومیست هم در زمینه اقتصاد هرچی گفت برعکسش درسته. کوکایین و حشیش مواد مخدر خیلی سنگین نیستند. حشیش اصلا اعتیاد آور نیست از نظر افزایش میزان دوپامین. کوکایین اعتیادآور هست. و البته مواد مخدر سنگین خطرناک هرویین و کراک و باقی موارد هستند که مصرفشون هم برای اقتصاد بده به علت کاهش بازدهی جامعه. حشیش من بعید میدونم در مجموع به ضرر اقتصاد باشه. حشیش در مجموع احتمالا به نفع اقتصاد هست.
بازی چجوریه
به من واقعا مربوط نیست الان که هنوز شما به اونجا نرسیدید که لب دریا با بیکینی پارتی بگیرید. من به کل جامعه نگاه میکنم و ضرورتها. هرکی هم خواست بره اون کارو بکنه به ما بر نمیخوره. برای ما هم اونکار تو این وضعیت افتضاح واجب نیست. اینجا هم جهان سوم نیست و اخیرا به استانداردهاشون خیلی اهمیت میدن. البته تغییر هم کرده بعضا. اما خب. ونکوور یه شهر پولداریه. باید اینو قبول کرد که استانداردهای خودشو داره. فحش و بد و بیراه هم یکمی هم از خدمتشو لطفا شما "بکنید" که مشکل از این مزخرفی که هست بدتر نشه. دل و روده جامعه گهی ما هم از اون اسموکینگ اریا تو شاسکده برای جامعه ایران جلوتر نمیشه رفت. و اون هم خودش واقعا طراز اول هست برای ایران. به هر حال همیشه یک مرحله بازنگری لازم هست. همیشه بعد از درس خوندن یه دوره کردنی هم لازمه. منم که الان کلا نفس کشیدنم هم مرامیه. دیگه لطفا اذیت بیهوده نکنید قشر ضعیف اجتماعو که با سیلی صورت خودشو سرخ نگه داشته.
اینمچه
یعنی چی؟ یعنی همیشه در طول تاریخ نیازی بوده به یک سری آدم که نسبت به زندگی دید عمیق تری دارند. حالا یا از طریق مصاحبت با آدمهای پرتجربه. یا به واسطه مطالعه. یا به واسطه فکر کردن. یا به واسطه تقلید از دیگران. یا مثلا این نوک دماغ تیز مو فرفری الان تو فاز تقلیده. که این فقط واسه اونی خوبه که ازش تقلید میکنه. وگرنه پاش که بیفته امثال اونای دیگه باید بیان نجاتش بدن. اینمچه یه نوع دید عمیقتر به زندگی.
اینمچه
ببخشید هرکی تونست قبول کنه که این شرایط از اول غیر طبیعی بوده همه چیش به علت یه مشت آدم پیر خرفت بعد تازه میتونه بیاد صحبت کنیم. وگرنه که اصلا صحبت نمیکنیم. دیگه از سامی بیگی بپرسید که چقدر سخت بود اون دوران. البته به همه پیرا توهین نشه. مسلما یه سری پیر دیگه هم هستن که به ما میگن خرفت. ولی خب سن آدمیزاد که میره بالاتر مثلا بالای پنجاه زیاد نباید باهاش شوخی کرد. جوونها زیاد خبر ندارن توی کله یه آدم پنجاه و پنج ساله چی میگذره. نمیشه بعضا آدمها رو هم به خاطر سنشون جریمه کرد. خیلی از این آدمها هم برای خودشون جایگاه اجتماعی خودشونو دارن. شانس بیاری باهات حال میکنن.
۱۳۹۲ مرداد ۲۶, شنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)