۱۳۹۱ خرداد ۱۱, پنجشنبه

Silence is the music of nothing, it's the rarest kind of music, it is found in mountains and nature. Otherwise, you have to pass the peak of the mountain somewhere else... Who knows how far the peak is? It's only when you are there that you know it!
I am not good with labels, there are so many things, things are wired in our brains, labels are not!

۱۳۹۱ خرداد ۱۰, چهارشنبه

I am sick of those who don't appreciate their blessness, but not you, not anymore! I don't do attacks, I just do counter attacks, the fact that I don't do attacks is not fair due to some people! 

۱۳۹۱ خرداد ۹, سه‌شنبه

Computer Science

I love Computer Science because I think it's a branch of Philosophy in its finest form. Those who are familiar with both Philosophy and Computer Science probably know what I am talking about. In fact, I have met some people who changed their major from Philosophy to Computer Science and were raising some pretty interesting discussions. Computer Science is also combined with Math and Calculus (Calculus shouldn't look like this when it is written but anyways!). There is quite a lot of Physical modeling as well as Phsycology in Computer Science. Computer Science develops human brains! It can serve as a virtual master if you pay attention to it. 

۱۳۹۱ خرداد ۷, یکشنبه

The master head says I am going crazy! The bottle goes wild and breaks! The master head says I hope it's not when you lose, that's gonna be too bitter!

۱۳۹۱ خرداد ۵, جمعه

یک   چند  به کودکی  به استاد  شديم
یک   چند  ز استادی خود شاد   شديم
پايان   سخن  شنو که ما را چه  رسيد
چون  آب  بر آمدیم و چون باد  شديم


Needless to mention, this is a poem by Omar Khayyam.

۱۳۹۱ خرداد ۳, چهارشنبه

What do you wanna be in 10 years Glelon? The guy he appreciates or the guy he talks behind his back?

P.S. This is part of a dialog from a short story.

۱۳۹۱ خرداد ۱, دوشنبه

بعضی وقتها با یه کار کاملا رندم میتونی خودتو از چاه در بیاری بندازی تو چاله! چراشو فقط خودت میدونی با قدرت روانشناسی ذاتی خودت از اینکه گره کجاس و چی میتونه گره رو باز کنه! خوزه مرنیو هم از این کارا زیاد میکنه. با اینش حال میکنم!
A time machine is what wrestles with time. A time machine takes feelings and interpretations back in time. Maybe even to somewhere better. A time machine!

۱۳۹۱ اردیبهشت ۳۰, شنبه

A cool club is where guys can dance with eachother and have a good time without being judged as opposed to hanging there like a celery stick staring and waiting for chicks!
It's funny, how you think you can be a good guy and against bad things like racism. Today I declare, I am officially against animalism!

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۸, پنجشنبه

امام نقی مرده است. امام نقی زمانه را بیابید جایی میان هنرمندان، دانشمندان یا حتی شاید سیاستمداران یا باقی مندان یا شاید جایی میان نامندان...

پی نوشت: با این فرض اولیه که امام نقی آدم خوبی (مهمی؟) بوده که ما اطلاعات کافی برای اثبات یا ردش رو در دست نداریم. فقط میتونیم از حدس و گمان و مفروضات استفاده کنیم.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

مارادونا و دفاع یارکوب

میگن تیم محله بچه ها با تیم ملی آرژانتین مسابقه داشت. تیم محل یه دفاع خوب داشت اسمش اکبر بود یه دفاع دیگه داشت اسمش اصغر. روز مسابقه مربی تیم به اکبر سپرد که اکبر هر وقت مارادونا توپ بهش رسید سفت بچسب به مارادونا نذار گل بزنه. بازی شروع شد. اکبر مارادونا رو سفت چسبیده بود. توپو از بغل سانتر کردن، اکبر نذاشت ماردونا بزنه توپ رسید رو هوا با اصغر، اصغر با قیچی برگردون توپو زود تو گل خودشون. مربی گفت اصغر اصغر چیکار میکنی؟ اینور نزن اونور بزن! دوباره توپو فرستادن اکبر مارادونا رو گرفته بود که گل نزنه، اصغر هی گل به خودی زد، هی گل به خودی زد...
بین دو نیمه شد مربی به اصغر گفت اصغر داری چیکار میکنی؟ اینور نزن اونور بزن! اصغر گفت باشه!
نیمه دوم شروع شد، توپو سانتر کردن، اکبر ماردونا را چسبیده بود گل نزنه، اصغر دوباره بلند شد با برگردون توپو زد تو گل خودشون. مربی از کنار داد زد اکبر، اکبر! ماردونا رو ولش کن بیا اصغرو بچسب!

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۴, یکشنبه

راهنمای گره ها

چهارصد و پنجاه جور گره مختلف وجود دارد. من اینجا فقط گره چهارصد و سی هفتم را به عنوان مثال توضیح میدهم که از گره های پیشرفته است:
گره چهارصد و سی و ششم
....
گره چهارصد و سی و هفتم
نخو میگیری، دولا میکنی از وسط. دوباره میگیری از وسط دولا میکنی که چارلا بشه. دوباره از وسط دولا میکنی که هشت لا بشهو اینقدر دولا میکنی که دیگه نشه دولا کرد. بعد فشار میدی از وسط. اینقدر فشار میدی که دیگه نشه فشار داد. بعد گاز میزنی. اینقدر گاز میزنی که دیگه نشه گاز زد. بعد میگیری میزاری زیر پات له میکنی. اینقدر له میکنی که دیگه نشه له کرد. بعد برمیداری. بعد ریش ریش میکنی. اینقدر ریش ریش میکنی که دیگه نشه ریش ریش کرد. بعد ریش ریشاشو طبق یکی از گره های اول تا چهارصد و سی و ششم به هم گره میزنی.
پایان گره.
توجه: به این نوع گره، گره ریکرسیو هم میگویند.

گره چهارصد و سی و هشتم
...

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۳, شنبه

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۱, پنجشنبه

از فلانی پرسیدند شما فلانی را میشناسید، گفت بله میشناسم. اما آنطور نمیشناسم!
این وبلاگ هر چند وقت یکبار دچار دگردیسی میشود. همسان مغز نویسنده. همسان زندگی. دگردیسی لازمه زنده بودن است. هر از گاهی فراتر میرود از مرز آنچه دیگران میپندارند مرز است. گاهی وقتها سایه ها از مرز آبهای کم عمق عبور میکنند و ما کنار ساحل می ابستیم بی تفاوت. بدون آنکه تنی به آب زده باشیم.