۱۳۹۰ بهمن ۳۰, یکشنبه

شیخ و آبغوره

قافیه قشنگ قنوتش را قورت داد.
کمی قاه قاه به قیافه خودش از فرط خنده قش رفت.
رو به عقب، عقب عقب قدم برداشت.
و غش کرد ناغافل!
شیخ ما آب غوره زیادی خورده بود!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر