۱۳۹۰ دی ۲۴, شنبه

هاگ زنبور عسل

هاگ زنبور عسل با مادرش از در وارد شدند. گفتم هاگ زنبور عسل، بالاخره مادرت را پیدا کردی؟

گفت نه اون هاچچچچچچچچچچ زنبور عسل بود. من هاگگگگگگگ زنبور عسلم!

مادرش گفت من مادر هاگ زنبور عسلم، نه مادر هاچ زنبور عسل!

و بعد مادرش کلی درباره اینکه خیلی مراقب هاگ زنبور عسل است و هیچوقت نمی گذارد بچه اش مثل هاچ زنبور عسل گم بشود و اینکه مادر هاچ زنبور عسل خیلی کار بدی کرده بود و این که چقدر خودش کار خوبی میکند برای من صحبت کرد. من هم به نشانه موافقت با مادر هاگ زنبور عسل سرم را تکان دادم اما پیش خودم فکرکردم شاید مادر هاگ زنبور عسل از اینکه به جای کارتون بچه اش کارتون هاچ زنبور عسل را ساخته اند ناراحت است. خب البته مسلما کارتون همه زنبورهای عسل را که نمیتوانند بسازند. آنوقت حیوانهای دیگر مثل پدر پسر شجاع شاکی میشوند. و خلاصه خیلی ماجراهای دیگر. شاید بهتر بود میگذاشتند هاگ زنبور عسل در یکی از قسمتهای هاچ زنبور عسل بازی کند! به هر حال این مسئله به من اصلا مربوط نمیشود...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر