۱۳۹۲ شهریور ۱۵, جمعه

نبرد قدرت

نبرد قدرت دیگه نبرد قدرته. مثل یکجور مبارزه میمونه. بعضی روشهای مبارزه مثلا مبارزه رزمی کنترل شده حالا هر مبارزاتی که قانونمند هست میتونه برای تعریف یک نوع فرهنگ مبارزه برای گروهها یا کشورها موثر باشه اگر از همون قوانین در زندگی عادی هم استفاده بشه. البته کسانی که به اون درجه میرسند که مبارزه به اون صورت رو یاد بگیرند در زندگی واقعی همیشه از اون استفاده میکنند و به این علت که این روشها سابقه تاریخی داره در طول زمان رشد و نمو پیدا کرده و میتونه باعث موفقیت جامعه هم بشه. اما نکته قابل توجه این هست که بعضا خیلی ها کنترل شده عمل نمیکنند. در نبرد قدرت بدون در نظر گرفتن هیچ ملاحظاتی صرفا بدنبال ضربه زدن به حریف هستند که این احتمال شکست خوردن خودشون رو هم در آینده نزدیک افزایش میده. در میانه نبرد قدرت چندین قانون وجود داره، اولا اینکه چاره ای جز مبارزه یا یک شکست سنگین وجود نداره. شکست سنگین هم مسلما سود نداره زیاد داره. مهم هم نیست که برای چه تیمی بازی میکنی. شکست سنگین برای کس یا کسانی که شکست سنگین میخورند همیشه میتونه مرگبار باشه. پس بعضی وقتها چاره ای جز مبارزه وجود نداره. نکته بعدی این هست که همیشه باید دقت کرد که ممکن هست در شرایط خاصی اخلاقیات در مبارزه رعایت نشه. مثلا از کشوری مثل ژاپن که کاراته در اون سابقه تاریخی داره میشه انتظار داشت که کاراته و نحوه مبارزه کنترل شده اون در طول زمان در فرهنگ و اخلاق اون کشور هم تاثیر گذاشته باشه. اما از بعضی کشورها که با چنین سوابق تاریخی آشنایی ندارند نمیشه چنین انتظاری داشت. بعضی کشورها هم اصلا خوره این هستند که ببینن تو دنیا کجا چه چیز جالبی وجود داره که برن همونو بردارن یاد بگیرن بتونن ازش تا جایی که میشه با استعداد خودشون و تمرین استفاده کنن. اون کشورها بدیهتا وقتی به یک روش جدید روی می آوردند در ابتدا همیشه براشون دشوار هست اما بعد از چند مدت تمرین عادت میکنند. هر کسی ممکنه در زندگیش بسته به جبر زمانه اسیر اون شرایط ناشناخته بشه تا جامعه ای که در اون زندگی میکرده چه کوچک و چه بزرگ خودش رو به وضعیت جدید که بعضا ناگزیر انتخاب شده تطبیق پیدا کنه.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر